<%=StrTitr %>
کدخبر : 1683
تاریخ مخابره :      ۱۳۹۷/۹/۲۱ - ۱۴:۰۹
تعداد بازدید :    3594

فرهنگ پاسخگویی در عالی ترین سطح نظام آموزشی ایران

سالانه هزاران نفر دانشجو از دانشگاه های برتر ایران جهت گذراندن دوره تحصیلات تکمیلی عازم اروپا و امریکا می شوند. اکثریت قابل ملاحظه این افراد پس از دریافت مدرک تحصیلی به دنبال دائمی کردن اقامت و یافتن شغل در آن کشور، آینده دراز مدت و مسیری مشخص و تضمین شده برای زندگی خود ترسیم می کنند. در میان آنها خانواده های متعهد و متدین بسیاری هستند که به دلایل گوناگون فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی یا سیاسی، بار غربت را به جان خریده، غرب را محل بهتری برای مسلمان زیستن و در عین حال استفاده از مهارت های خود می یابند. درصد اندکی از افراد پس از اتمام تحصیل، به منظور انتقال دانش و تجربه خود به هموطنانشان به کشور باز می گردند. حداقل انتظار از نظام آموزشی- پژوهشی کشور این است که اگر تلاشی برای جلوگیری از فرار مغزها یا برگرداندن آنها به چرخه دانش کشور نمی کند، از چنین افرادی که با اراده خود و چشم پوشی از زرق و برق ها قصد خدمت به کشورشان را دارند حداکثر استفاده را به عمل آورد. بدیهی است که با توجه به ظرفیت محدود، امکان جذب تمامی افراد متقاضی در یک دانشگاه یا موسسه خاص وجود ندارد، اما در صورت حاکمیت شایسته سالاری این اطمینان به متقاضی داده می شود که با توجه به توانایی و مهارتش در محل مناسب به کار گرفته خواهد شد. هدف از این یادداشت کوتاه صرفا انعکاس نحوه پاسخگویی مسئولین، به این گونه متقاضیان با ارائه تجربه شخصی نویسنده از باب نمونه است.

حدود پانزده ماه قبل، درخواستی شامل کلیه سوابق تحصیلی، پژوهشی، و کاری جهت عضویت هیات علمی در دانشگاه های ایران روی سامانه جذب اعضای هیات علمی وزارت علوم ارسال کردم. به طور خلاصه، دوره دکتری ام را در دانشگاهی گذراندم که در بین پنجاه دانشگاه برتر امریکاست و دانشگاهی که در آن طی دو سال دوره پسادکتری به پژوهش مشغول بودم رتبه چهارم رده بندی بهترین دانشگاه های مهندسی امریکا را دارد. نزدیک به سی سخنرانی در کنفرانس ها و سمپوزیوم های معتبر در امریکا داشته و تعداد مقالاتم در ژورنال های مطرح بین المللی بیش از 20 مقاله و در حد دانشیارهای مراکز آموزش عالی ایران است. در حال حاضر به عنوان مهندس مشاور در یک شرکت امریکایی ارائه دهنده خدمات مشاوره علمی- مهندسی در حومه سانفرانسیسکو مشغول به کار هستم. از نظر مالی مشکلی نداشته، حقوق فعلی ام حدودا بیست برابر دریافتی یک استاد دانشگاه در ایران است، لذا انگیزه های دیگری برای بازگشت به کشور دارم. همواره اميدوار بوده و هستم که قادر به انتقال دانش و تجربه ام به جوانان و محققيق مملکتم باشم.

وزارت علوم در سال های اخیر تلاش در متمرکز سازی و سیستماتیک کردن فرایند جذب هیات علمی در دانشگاه های کشور داشته و مرکز جذب سامانه ای را به این منظور راه اندازی کرده است. متقاضیان سالانه دو بار امکان شرکت در فراخوان های جذب را داشته و در هر بار، با توجه به اعلام نیاز مراکز آموزشی امکان انتخاب سه دانشگاه و رشته به منظور بررسی سوابق و احراز صلاحیت جهت استخدام را دارا می باشند. طبق اعلام رئیس مرکز جذب وزارتخانه، پس از یک مرحله ده روزه پالایش عمومی، دانشگاه ها سه ماه برای بررسی در کارگروه صلاحیت علمی، انجام مصاحبه، و تکمیل رسیدگی به پرونده متقاضی فرصت دارند. این در حالی است که آمار رسمی ارائه شده توسط  سایت مرکز جذب نشانگر این است که در سال گذشته ميانگين توقف پرونده ها در دانشگاه ها ۲۵۹ روز بوده است، یعنی حدودا سه برار زمان تعیین شده. در اینجا روند بررسی پرونده اینجانب در یکی از دانشگاه های پایتخت به عنوان نمونه ذکر می شود.

پس از شرکت در فراخوان شهریور ۹۶، پرونده من در نیمه مهر ماه به این دانشگاه رسید. روزی که پس از پیگیری های متعدد اینجانب رای نهایی بررسی پرونده طی ایمیلی کوتاه به من اعلام شد ۱۱ آذر ماه ۹۷ بود، یعنی ۴۲۱ روز توقف در این دانشگاه. اولین ایمیلی که از دانشگاه جهت ارائه مدارک تکمیلی به منظور بررسی در کارگروه جذب دریافت کردم در تاریخ ۱۱ بهمن ماه ۹۶ بود، یعنی وقتی که حدودا یک ماه از مهلت بررسی و اعلام نتیجه در این دانشگاه گذشته بود. پس از ارسال مدارک درخواستی، دانشکده مربوطه هیچ تماسی با من برقرار نکرده، دریافت مدارک را تایید نکرد و به ایمیل من نیز پاسخ نداد. جهت اطمینان از رسیدن مدارک و به جریان افتادن پرونده مجبور به پیگیری از بنیاد نخبگان و بستگان در کشور شدم و بعد از به دست آوردن شماره تلفن همراه منشی آن دانشکده، نهایتا این امر تایید شد. حدودا یک ماه و نیم بعد از طریق پیامک از منشی مذکور درخواست کردم که وضعیت بررسی پرونده ام را به من اطلاع دهند و ایشان در پاسخ تنها فرمودند: "سلام خیر اطلاعاتی ندارم". در تاریخ ۲۹ اردیبهشت ۹۷ یعنی هفت ماه و نیم پس از رسیدن پرونده ام به دانشکده و سه ماه و نیم پس از ارسال مدارک تکمیلی و آغاز رسمی بررسی پرونده ام ایمیلی به منشی و یکی از اساتید دانشکده مربوطه ارسال کردم و وضعیت را جویا شدم، اما پاسخی دریافت نکردم. ناچار به پیگیری از طریق بنیاد نخبگان شدم و نهایتا مطلع شدم که مورد بنده را از نظر علمی تایید کرده اند، اما رای هنوز به صورت کتبی در نیامده است. سوالی که در اینجا برایم پیش آمد این است که چرا مرجع رسیدگی کننده هیچ گونه ارتباطی با متقاضی برقرار نمی کند تا نتیجه مثبت یا منفی یا روند بررسی را اعلام کند؟ و یا چرا حتی به تماس های متقاضی پاسخ نمی دهد؟ در تاریخ ۱۳ خرداد ۹۷ مجددا ایمیلی به دانشکده ارسال کردم تا وضعیت پرونده ام مشخص شود اما باز پاسخی نگرفتم. ده روز بعد دوباره از طریق بنیاد نخبگان پیگیری کردم و مطلع شدم که دانشکده ظاهرا "به دلیل جذب فردی در حوزه تخصصی مشابه" بنده با درخواست من موافقت نکرده است. چه موافقت قبلی و تایید صلاحیت علمی بنده و چه این مخالفت به فاصله پانزده روز، هرگز از سوی دانشکده به من اعلام نشد.

به دنبال دریافت غیر مستقیم این رای، بر روی سامانه جذب وزارت علوم درخواست تجدید نظر و بررسی مجدد ثبت کردم. این درخواست نیز هیچ پاسخی پیدا نکرد. رزومه ام را از طریق آشنایان به دست رئیس دانشگاه رساندم و ایشان با مطالعه سوابق و تعداد و کیفیت مقالات بنده متعجب شده، در تاریخ ۲ مهر ۹۷ از یکی از اساتید در دانشکده مربوطه خواستند که مجددا پرونده من را یررسی کنند. پس از دو ماه، استاد محترم و دانشکده مربوطه به درخواست پیگیری رئیس دانشگاه هم پاسخی ندادند. لذا در ۵ آذر ۹۷ به رئیس دانشگاه اطلاع دادم که هنوز منتظر مشخص شدن وضعیت پرونده هستم و ایشان مجددا به دانشکده دستور پیگیری و اعلام رای دادند. سه روز بعد به معاونت محترم بنیاد نخبگان اطلاع دادم که تنها درخواست من به عنوان یک متقاضی جذب این است که فقط نظر نهایی مثبت یا منفی دانشکده برای استخدام هیات علمی را کتبا به من اعلام کنند. نهایتا در ۱۱ آذر ۹۷، دبیرخانه هیأت اجرایی جذب اعضای هیأت علمی دانشگاه پس از تمامی این پیگیری ها به من اعلام کرد که  کارگروه علمی دانشکده در تاریخ ۳ مهر ۹۷ درخواست من را به این علت از اولویت جذب خارج کرده است: "در زمینه کلی تخصص متقاضی ... با توجه به اعضای هیأت علمی موجود، دانشکده در این زمینه تخصصی نیاز به جذب جدید ندارد". سوال های بسیاری در خصوص روند بررسی پرونده و اعلام این رای در ذهن مطرح می شود: با توجه به اینکه دانشکده مذکور در زمینه تخصصی بنده اعلام نیاز کرده بود و به همین دلیل من یکی از اولویت های خود را به آن اختصاص دادم، چگونه ناگهان تصمیم به عدم نیاز به جذب می گیرد؟ چرا پاسخی که حدود شش ماه قبل به بنیاد نخبگان مبنی بر جذب فردی در حوزه تخصصی مشابه بنده دادند با واقعیت منطبق نیست؟ چه عاملی باعث شد که با وجود تایید علمی بنده در وهله اول، در نهایت از اولویت جذب کنار گذاشته شوم؟ اما این مسائل و عدم شفافیت موجود در فرایند جذب افراد سوال و مشکل اصلی بنده نیست. مسئله اصلی عدم پاسخگویی و اطلاع رسانی به موقع به متقاضی است. اگر کارگروه محترم علمی دانشکده در ۳ مهر به این نتیجه رسیده که استخدام بنده منتفی است، چرا بنده را تا ۱۱ آذر مطلع نکرده؟ اگر پیگیری های مکرر من از رئیس دانشگاه و بنیاد نخبگان نبود، تا چه زمانی من باید منتظر اعلام رای می ماندم؟ آیا این تصمیم هرگز به من اعلام می شد؟

شایسته یک نظام اسلامی نیست که در عالی ترین سطح آموزش عالی آن، برخورد با یک متقاضی کرسی استادی به این شکل باشد. در ایالات متحده، تماس متقاضی با دانشگاه غالبا ظرف ۲۴ ساعت کاری پاسخ داده می شود. برای هر فرصت شغلی یک مدیر استخدام کننده تعیین شده که متقاضی قادر است در صورت بروز هرگونه سوالی در خصوص روند بررسی پرونده با او اطلاع برقرار کند. معمولا هیچ نیازی به پیگیری از سوی متقاضی نیست، چرا که مسئول استخدام خود را در وضعیت هر متقاضی می پندارد که منتظر اعلام نتیجه به منظور برنامه ریزی برای زندگی شخصی و حرفه ای خود است. خود را موظف می داند که قدم به قدم، متقاضی را در جریان روند پیشرفت کارش قرار دهد. به عنوان مثال، در صورت انتخاب چند متقاضی برتر، بلافاصله به سایر متقاضیان نامه رسمی ارسال می شود که در آن ضمن تشکر از ابراز علاقه و تمایل آنها به همکاری برای آن فرصت شغلی، مراتب تاسف و افسوس آن شرکت یا دانشگاه به دلیل تصمیم بر اولویت داشتن متقاضیان دیگر برای آن فرصت به خصوص اعلام می شود. ضمن ارج نهادن به دانش، مهارت ها، و تجارب مرتبط آن متقاضی، به او محترمانه اطلاع داده می شود که تصمیم به انتخاب افراد دیگری گرفته شده که صرفا به نیاز مورد نظر نزدیک ترند. به او اطمینان داده می شود که در صورت باز شدن فرصت های شغلی مشابه که متقاضی دارای صلاحیت لازم برای آنهاست، بدون نیاز به ارسال تقاضای مجدد پرونده او را وارد چرخه بررسی کنند. اما به متقاضیان برتر ضمن تبریک اطلاع داده می شود که برای مرحله بعدی انتخاب شده اند، زمان حدودی بررسی جهت اعلام رای نهایی اعلام می شود، و متقاضی بدون نیاز به هیچ پیگیری در جریان وضیعت پرونده اش قرار می گیرد. احترام و پاسخگویی به متقاضی حداقل حق او تلقی می شود. آیا این به اخلاق و تعالیم اسلامی نزدیک تر نیست؟

پیاده کردن چنین شیوه پاسخگویی در کشور ما کار دشواری نیست و نیاز به فناوری پیچیده ای ندارد. هیچ گونه تحریم و تورمی نیز نمی تواند مانع از اجرای آن شود. تنها مانع، عدم وجود اراده و حس احساس مسئولیت در اکثریت افراد است که از مسئولین رده بالا شروع شده، به مدیران میانی و منشی ها در ارادات توسعه پیدا کرده. اصلاح این رویه تنها نیاز به درک متقابل دارد و اینکه فرد رسیدگی کننده لحظه ای خود را در جای فرد متقاضی بپندارد و به گونه ای عمل کند که می پسندد با او برخورد شود. اگر کسی در هر مقامی شایسته می داند که در صورت بروز مشکل یا مسئله ای با روی گشاده و با منطق و انصاف به درخواستش رسیدگی شود، نباید از کنار درخواست هم نوعانش بی تفاوت بگذرد. پاسخ سریع و شفاف به یک ایمیل یا تماس تلفنی کار بسیار ساده ای است که هنوز در ادارت مملکت ما جا نیفتاده. چه بهتر که اشاعه این فرهنگ پسندیده از پژوهشکده ها و موسسات آموزش عالی ما شروع شود، از مراکزی که ادعای صدور علم و دانش و رقابت با برترین دانشگاههای دنیا را دارند، اما متاسفانه هنوز در اصول اولیه رفتار اجتماعی و نوع برخورد با دانش پژوهان دچار مشکل هستند. به امید آنکه چنین رویه ای هرچه زودتر اصلاح شود...

 

یک متقاضی جذب هیات علمی

                                                                                         12 آذر 97