کدخبر : 421
تاریخ مخابره :      ۱۳۹۷/۳/۲۶ - ۱۷:۰۳
تعداد بازدید :    907
معرفی کتاب
ای کاش وقتی ۲۰ ساله بودم می دانستم
اثر تینا سیلیگ

این کتاب نقل ماجراهای جذاب و حیرت انگیز افرادی ست که نویسنده در مقام استاد ،محقق ،مشاور و .. با انها سرو کار داشته است. نقطه ی اشتراک همه ی این افراد آن است که بر تمام الگوها و مفروضات از پیش تعیین شده در ذهنشان خط بطلان کشیده و از چشم اندازی کاملا متفاوت به همه چیز نگریستند. در نتیجه موقعیتهای به ظاهر پیش پا افتاده و به درد نخور را به فرصتهایی مبدل ساختند که هرگز در حیطه ی تصور و تخیلشان نمی گنجید.

نظر اساتید درباره این کتاب:

کتاب ای کاش 20 ساله بودم میدانستم یک کیمیای بی همتاست و هر اندیشه و عملی که از آن تاثیر پذیرد به بخشی از این کیمیا تبدیل خواهد شد. (اوان اوان مکینتاش ،استاد،سخنران و کارشناس برجسته ی رسانه های دیجیتالی)

این کتابی ست بزرگ.شاید مثل سایر کتابها سریع آن را بخوانید اما به طور قطع بارها به آن مراجعه خواهید کرد تا با توسل به افکار و آرمانهای هوشمندانه با دست پر به جنگ مشکلات و موانعی که بر سر راهتان قد علم کرده اند بروید و آنها را ازمیان بردارید(جان تامسون،استاد دانشکده ی مهندسی استانفورد)

این کتاب حاوی ماجرای زندگی افرادی ست که به طرزی شگفت انگیز بدترین موقعیتها را به فرصتهای مثبت و سازنده تبدیل کرده اند .این افراد در پرتو ذهن هشیار و کنجکاوشان شناخته ها را رها کرده و به استقبال ناشناخته ها رفتند و نهایتا پلی زدند که آنان را از محدوده ی الگوهای کهنه و تکراری به قلمرو طرحها و ایده های جدید رهنمون کرد.(جان مایرز،دانشجوی دانشکده طراحی استانفورد)

بخشی از کتاب:

اگر به شما 5 دلار پول و 2 ساعت وقت بدهند و بخواهند با این سرمایه محدود و زمان کم پول در بیاورید چه می کنید؟بعضی می گویند بلیط بخت آزمایی می خرم این اظهار نظر از جانب افرادیست در ساحل امن و آسایش باقی بمانند و بدون بذل مساعی و تلاش از باغ زندگی ثمر بگیرند.و یا عده ای یک نوشیدنی می خرند و این ها افرادی هستند که به آب باریکه ای در زندگیشان قناعت می کنند.

لابد می پرسید این کار چگونه میسر میشود؟و چگونه میتوانیم با دست خالی و کمترین بضاعت پول در اوریم؟

این آزمایش در دانشگاهی انجام شد و نتیجه ای شگفت آور بدست آمد :تیمهای برنده پس از شناسایی و رفع موانع توانستند بیش از 600 دلار سود کنند و متوسط سودشان با توجه به 5 دلار سرمایه اولیه 4000 درصد شد!

راز موفقیت چشم گیرشان چه بود؟

پاسخ آن است که تیمها برای رسیدن به موفقیت و کسب معاش با اتکا به قوه خلاقانه خود کوشیدند مرزهای جدیدی را درنوردند و کارهای تازه و نوظهور انجام دهند مثلا یک گروه مشکل متداول صف های طویل و خسته کننده را که روزهای تعطیل پشت در رستورانها تشکیل می شد شناسایی کرد و تصمیم گرفت با کمک به افرادی که مایل نبودند در این صف ها بایستند پول در آورد . به همین دلیل اعضای تیم با تشکیل گروههای دو نفره در چند رستوران مختلف نوبت رزرو کردند و وقتی نوبتشان نزدیک می شد آن را به قیمت 20 دلار به افرادی که برای ایستادن در صف رغبت نداشتند می فروختند.

تیم دوم راهکار ساده تری را ابداع کرد:

آنان با استقرار دکه ای در جلوی سالن اجتماعات دانشگاه به دوچرخه سواران عبوری پیشنهاد می دادندکه باد لاستیک دوچرخه شان را رایگان کنترل کنند و اگر لاستیکها به باد بیشتری نیاز داشت در ازای دریافت 1 دلار این کار را برایشان انجام دهند. نخست فکر کردند این کار سواستفاده از دانشجویان است چون دانشجویان به سهولت می توانستند به پمپ بنزینی در آن حولی مراجعه کنند و این خدمات را دریافت کنند.در عین حال اعضای تیم پس از چند روز سرویس دهی دریافتند که دانشجویان از این کار رضایت دارند.