کدخبر : 427
تاریخ مخابره :      ۱۳۹۷/۳/۲۹ - ۰۰:۰۳
تعداد بازدید :    1559
گلایه های متقاضیان:
تکریم ارباب رجوع به شیوه ایرانی-اسلامی!!!!

حدود هشت ماه قبل درخواستی شامل کلیه سوابق تحصیلی، پژوهشی، و کاری جهت عضویت هیات علمی در گروه مهندسی مکانیک دانشگاه های ایران به عنوان فارغ التحصیل پسا دکتری این رشته ارسال کردم. به طور خلاصه، دوره های کارشناسی و کارشناسی ارشد را در دانشگاه تهران گذراندم و با توجه به رتبه ممتاز و سوابق پژوهشی موفق به اخذ بورس دکتری از دانشگاهی در امریکا شدم که در بین پنجاه دانشگاه برتر این کشور است. این دانشگاه در آغاز یک موسسه آموزشی خصوصی وابسته به کلیسای اصلاحی هلندی بود ولی بعدها به شکل یک دانشگاه دولتی با رشته های متنوع تحول یافت و در رتبه بندی جهانی US News درسال 2017 رتبه 97 را احرازکرد. دوره دو ساله پسا دکتری را دانشگاه میشیگان گذراندم که رتبه 17 جهانی و رتبه چهارم دانشگاه های مهندسی امریکا را داراست. نزدیک به سی سخنرانی در کنفرانس ها و سمپوزیوم های معتبر در امریکا داشته و تعداد مقالاتم در ژورنال های مطرح بین المللی بیش از بسیاری ازاساتید دانشگاهی در ایران است. برنده گرنت از انجمن فیزیکدانان امریکا و فلوشیپ جهت گذراندن دوره تحقیقاتی، دارای سه مقاله برگزیده روی جلد نشریات معتبر مهندسی، و نویسنده اول چند مقاله چاپ شده در ژورنال هایی با ضریب تاثیر شش تا چهارده هستم. در حال حاضر به عنوان مهندس مشاور در یکی از بزرگترین و قدیمی ترین شرکت های امریکایی ارائه دهنده خدمات مشاوره علمی- مهندسی در حومه سانفرانسیسکو مشغول به کار هستم. همواره اميدوار بوده و هستم که قادر به انتقال دانش و تجربه ام به جوانان و محقيقن مملکتم باشم. من به وطنم یعنی ایران اسلامی و انقلابی تعلق و نیاز دارم اما به عضویت هیات علمی یا شغل دیگری درایران نیاز ندارم، چرا که موقعیت شغلی ام دراینجا بسیار خوب و مناسب است.

  پس از ماه ها، مصاحبه علمی از سوی یکی از دانشگاه های ایران ترتیب داده شد و طبق فرمایش یکی از اساتید حاضر در کمیته نظر کارشناسی آنها مثبت بود. با گذشت سه ماه و نیم از آن مصاحبه، هیچ تماسی از دانشگاه مذکور با من گرفته نشد و وضعیت استخدامی ام در هاله ای از ابهام بود، به گونه ای که امکان تصمیم گیری در خصوص ادامه زندگی در امریکا یا بازگشت به کشور برایم میسر نبود. لذا ایمیلی به مسئول آموزش دانشکده که مصاحبه علمی من را ترتیب داده بود ارسال کردم و وضعیت پرونده ام را جویا شدم. در پاسخ، ایشان فرمودند که اطلاعی در این زمینه ندارند و باید با شخص دیگری در آن دانشگاه تماس بگیرم اما هیچ اطلاعات تماسی از آن شخص ارائه نکردند. ضمن تشکر، از ایشان خواستم که ایمیلی از شخصی که به زعم ایشان مطلع از وضعیت پرونده است به من بدهند که در پاسخ کوتاهی فرمودند: "من ایمیلی از ایشون ندارم". چنین شیوه پاسخ دهی صرفا جهت رفع مسئولیت و از سر باز کردن ارباب رجوع آن هم در سطح آکادمیک در هیچ کجای دنیا پذیرفته نیست. شیوه رایج در امریکا این است که اگر متقاضی با اداره ای مکاتبه کرده که مرجع رسیدگی به آن درخواست نیست، آن اداره در پاسخ نام شخص مسئول یا بخشی که قادر به رسیدگی است را در پاسخ به او ذکر کرده، آن را در زنجیره ایمیل اضافه (Cc) می کنند تا مرجع قادر به رسیدگی در جریان درخواست متقاضی قرار بگیرد. عموما بدون آنکه نیازی به مکاتبه مجدد از سوی متقاضی باشد، آن مرجع به سرعت به درخواست ارسالی پاسخ می دهد. هیچ پاسکاری دیگر و اتلاف وقتی برای متقاضی در کار نیست، و فرض بر این است که اگر متقاضی آگاهی کافی از مرجع مناسب برای رسیدگی به درخواستش را نداشته، این وظیفه اولین فرد دریافت کننده درخواست در مجموعه است که او را به مسیر درست هدایت کند. در جمهوری اسلامی، شخصی که به پرونده ای رسیدگی کرده و آن را جهت مراحل بعدی به دفتر دیگری در همان اداره فرستاده، تمایل ندارد، یا حوصله ندارد، و یا احساس وظیفه نمی کند که اولا به متقاضی در خصوص پیشرفت کار اطلاع رسانی کند، و ثانیا حتی پس از گذشت ماه ها و نهایتا پیگیری از سوی خود متقاضی او را به کسی که در جریان امور است هدایت نمی کند. متقاضی صرفا در تاریکی رها می شود تا یا خود به زحمت از این شاخه به آن شاخه به دنبال ادامه کار بدود، و یا اینکه ناامید و سرخورده شود تا به اصطلاح شرش از مجموعه کم شود. در واقع رویه عمومی بر این است که تلاش شود ارباب رجوع زحمتی برای آن منشی یا مدیر ایجاد نکند، نه اینکه کمکی به او شود یا مشکلش حل شود.

   دیشب برنامه ای از تلویزیون رسمی ایران پخش شد شامل گفتگویی با یک فرد روستایی که مدعی یافتن فرمولی است برای درمان سرطان. وی که دارای لیسانس شیمی و فوق لیسانس مهندسی داروسازی است، علاوه بر این دوازده اختراع به صورت رسمی در کشور ثبت کرده. فرمولی که به زعم خود به عنوان داروی سرطان کشف کرده بر مبنای داروهای گیاهی بوده و شامل چندین مرحله فرایند شیمیایی است. به نظر او این دارو از سطح ادعا خارج شده و به ثبوت رسیده چرا که طی شش سال آن را در لوله آزمایش (in vitro)، در درون موجود زنده (in vivo)، و همچنین برای درمان موش های ترانسژنیک آلوده آزمایش کرده و نتیجه مثبت گرفته است. نکته غم انگیز آنجاست که وقتی ایده اش را با یک مرکز تحقیقاتی مطرح کرده (هر چند خود فرمول را هنوز مخفیانه نگه داشته و به هیچ کس ارائه نکرده) آنها قضیه را جدی نگرفته و پس از شش ماه به او گفته اند که اصلا پیگیری نکند و آنها تمایلی به همکاری با او ندارند، لذا او ایده اش را به خارج از کشور برده و در حال همکاری با مرکزی در آلمان برای بررسی این ادعاست. در ادامه این برنامه دو نفر کارشناس به عنوان متخصص سرطان و داروساز حضور یافتند و فرایند اصولی بررسی یک فرمول و کسب مجوزهای لازم برای تبدیل شدن به دارو در کشور را تشریح کردند. به گفته این کارشناسان، شخص مدعی ابتدا باید با با یک مرکز تحقیقاتی یا دانشگاهی قرارداد همکاری محرمانه ببندد و فرمولش را در اختیار آنها قرار دهد تا تیمی از متخصصین در چندین زمینه مختلف از جمله اخلاق پزشکی، داروسازی، غدد و سرطان روی آن تحقیقات اولیه به جهت ایمن و بی ضرر بودن دارو برای بیمار را انجام دهند تا نهایتا به مراحل تست های آزمایشگاهی با در نظر گرفتن احتمالات مختلف برسد. یکی از کارشناسان در واکنش به تذکر مجری مبنی بر نخبه سوزی در ایران و اظهار نظر مدعی کشف دارو در خصوص بردن ایده اش به خارج از کشور با تمسخر گفت که در خارج پروتکل های بهداشتی و دارویی بسیار سختگیرانه تر از ایران است و راستی آزمایی ادعای ایشان قطعا با دشورای های بیشتری همراه خواهد بود. هرچند در صحت این مسئله شکی نیست، نکته ای که فرد کارشناس در نظر نگرفت یا به آن اذعان نداشت این است که در جهموری اسلامی عزمی برای کمک به افراد خلاق و بررسی ادعاهایی از این قبیل وجود ندارد و آنقدر سنگ اندازی و پاسکاری در مسیر ایجاد می شود تا نهایتا شخص دست از پیگیری بردارد، حال آنکه در سیستمی با استانداردهای سختگیرانه تر ولی مبتنی بر همکاری و کمک رسانی همه جانبه در مسیر پژوهش این روند می تواند با سرعتی بیشتر و با امیدواری و قوت قلب بیشتر برای مخترع یا پژوهشگر طی شود. هر چند باور ادعای شخص مذکور برای کشف داروی جامع سرطان قدری مشکل و دور از ذهن است و با در نظر گرفتن آمار و احتمالات شاید این هم به مثابه دهها ادعای مشابهی باشد که سالانه در امریکا مطرح و نهایتا رد می شود، رویه صحیح آن است که ادعا به سرعت و از طریق اصولی و کارشناسی بررسی شود، چرا که یکی از هزاران ادعای این چنینی ممکن است منجر به جا به جایی مرزهای علم و دانش شود. درد این مخترع روستایی هم همین نکته بود که به قول خودش اصلا به فرض اینکه چیزی که او کشف کرده سم است و درمان سرطان که نیست هیچ، برای بشریت بسیار خطرناک و مضر نیز هست، لااقل مرجعی باشد که بدون تمسخر و تشکیک بی دلیل، صحت این ادعا را با سرعت و دقت معمول در جهان بررسی کند و نتیجه را به وی اطلاع دهد تا یا از ایده خود دست بردارد و یا آن را تکمیل کند. این تغییر رویه و منش برخورد با پژوهشگر است که هرچند تلاش هایی برای بهبود آن صورت گرفته، هنوز فاصله زیادی با استانداردهای جهانی دارد به گونه ای که بسیاری از نخبگان را از سیستم طرد می کند و به آغوش غرب می فرستد.

   این تنها مشتی است نمونه خروار از برخورد با ارباب رجوع در محیط های آکادمیک کشور در مقایسه با کشورهای توسعه یافته و پیشگامان علم و تکنولوژی. در امریکا عموما وقتی متقاضی هنوز در آستانه ورود به دفتر منشی یا مسئولی قرار دارد با "How can I help you?" استقبال می شود که علاقه و عطش آنها برای کمک به مراجعه کننده را می رساند، ولی شعار تکریم ارباب رجوع را به در ودیوار نزده اند و رهبرشان امیرالمومنین نیست که نماز رابرای پاسخ به مراجعه کننده کوتاه می کند. در حالیکه در ایران (به فرض آنکه منشی یا مسئول در محل کارش حضور داشته باشد) غالبا به مراجعه کننده بی اعتنایی می شود تا هنگامی که آن شخص خود درخواستش را مطرح کند، که آن هم اکثرا با پاسکاری به اتاق های دیگر یا موکول کردن به زمانی دیگر مواجه می شود. قابل ذکر است که این رویه عمومیت ندارد و هستند افراد وظیفه شناس و دلسوزی که با ادب و متانت متقاضی را راهنمایی می کنند، اما یک نظرسنجی از مراجعین یا نصب دوربین های مدار بسته در چند اداره یا مرکز دولتی می تواند نشان دهد که درصد این گونه افراد چقدر پایین است. شاید نیاز به برگزاری جلسات مستمر توجیهی با منشی ها و مسئولین واحدهای مختلف علمی-پژوهشی (و بعدا در مقیاس بزرگتر برای کلیه ادارات دولتی مثل بیمه، مخابرات، بانک، درمانگاه، و...) باشد تا دائما یادآوری شوند که حقوق دریافتی آنها به منظور رسیدگی به درخواست مراجعین و حل مشکلی از هم نوعانشان است و نه صرفا حضور فیزیکی و رفع تکلیف. یادآوری شوند به اینکه در مواجهه با هر مراجعه کننده یا پاسخ به هر تلفن یا ایمیل، لحظه ای خود را به جای متقاضی فرض کنند و آنگونه عمل کنند که دوست دارند در موقعیت مشابه با خودشان برخورد شود. مگر نه این است که ما باید خیلی بیشتر از غربی ها و غیر مسلمان ها به این فرمایش امیرالمومنین پایبند باشیم که فرمود: "فأحبب لغيرك ماتحب لنفسك واكره له ما تكره لها ولاتظلم كما لا تحب ان تظلم واحسن كما تحب ان يحسن اليك". رویه جاری در ادارات ما با تمدن سه هزار ساله مان منطبق است یا با آموزه های دینی مان؟ به جاست که مسئولین توجه و سرمایه گذاری فرهنگی بیشتری در زمینه تکریم ارباب رجوع داشته باشند چرا که عدم اصلاح این موضوع به ظاهر ساده سرچشمه معضلات خطرناکی از جمله تقلب، دور زدن سیستم، رشوه دادن، پارتی بازی، فرار مغزها، و سرخوردگی قشر جوان مملکت است. در صورت عدم مشاهده تغییر محسوس طی یک بازه زمانی مشخص می توان جهت تسریع فرهنگ سازی همانند مسئله استفاده از کمربند ایمنی توبیخ و جریمه برای منشی یا مسئول خاطی در نظر گرفت تا رفته رفته فرهنگ کمک رسانی و احترام به مراجعه کننده در همگان نهادینه شود. به امید آنکه چنین روزی هرچه زودتر اتفاق بیفتد...

    از مسئولین نظام اسلامی تقاضا دارم به این امر مهم که تاثیر شگرفی در تنظیم رابطه ملت و دولت دارد توجه ویژه مبذول دارند.

یک ایرانی مقیم امریکا

 رمضان 1397